×
آخرین اخبار

گفتگو با حسین جمالی برادر شهید،محسن جمالی،اولین مدافع حرم کوهمره نودان شهرستان کازرون

  • کد نوشته: 8229
  • ۱۳۹۶-۱۰-۰۶
  • 6837 بازدید
  • شهید محسن جمالی،متولد۱۳۵۴،اهل شهرستان کازرون، کوهمره نودان، روستای موردک، زندگینامه برادرم بسیار شنیدنی و عرفانی است چرا که برادرم هیچ زمانی برای دنیا طلبی و دنیا دوستی نگذاشته است و زندگی خود را همواره در جهت کمک به نیارمندان و مستمندان جامعه صرف نموده است. همچنین فرمودند یک شهید برای فدا شدن در راه میهن نیاز دارد که از تعلقات مادی دنیا به دور باشد چیزی که شهید محسن جمالی آن را درک کرده بود.

    دیدگاه نیوز / قطعا نگارش این وصال زیبا و سراسر معرفت و ایمان را در هیچ جای زندگی پر از هیاهوی دنیایی نمی توان یافت.

     

    در روزهای انتظار و صبوری، نام مردان بسیاری در ذهن خطور می کند که هر یک نمادی از شجاعت، ایثار و مردانگی را در خود پرورش دادند و امروز قلم، فکر و کلام باید با هم آمیخته شود تا روایت شهیدی از ایران در میدان دفاع از حریم اهل بیت(ع) را به نگارش در آورد.

     

    قلم در دستانم سنگینی می کند، وقتی می خواهم از تو بنویسم ، از روح بزرگت مدد می خواهم و اذن می گیرم تا یاری ام کند. چگونه می توان از تو نوشت، در حالیکه فرشتگان آسمان تو را می ستایند و خداوند با قلم سرخ بر قلب تاریخ، نام زیبای تو را نگاشت.

     

    ولی باید نوشت تا همگان بفهمند، جوانان غیرتمند ایرانی، از همه چیز گذشتند تا به حریم اهل بیت(ع) آسیبی وارد نشود و امروز با افتخار بگوییم « شهید مدافع حرمی دیگر آورند…»

    شهدای مدافع حرم آن مردان مرد، آن شیر مردان عرصه نبرد، آن نیکو خصلتان دستگیر مردم پردرد، آن عاشقان سینه‌چاک حسینی، چقدر نیکو دین خود را به سرور و سالار شهیدان ادا کردند. آری تنها شهدای مدافع حرم بودند که با عمل به ذکرهای عاشورایی به ما فهماندند که این جملات و اذکار عملی خواهد شد و می‌تواند در حد یک جمله و شعار باقی نماند.

     

    شهید محسن جمالی نیز از جمله شهدای مدافع حرم است که با عمل به آرمان‌ها و اهداف بزرگ زندگی دنیایی خویش، توانست به‌تمامی تعلقات و زیبایی‌های آن پشت پا زند، تا میثاقی ناگسستنی با ارباب خویش ببندد و با آویختن مدال پرافتخار شهادت، همه‌کسان خود را به قله سعادت ابدی برساند.

     

    به همین بهانه به گفت‌وگو با حسین جمالی برادر شهید مدافع حرم شهید محسن جمالی پرداختیم. او که این روزهای خود را با مرور خاطرات شیرین برادر شهیدش سپری می‌کند.

     

    شهید محسن جمالی اولین شهید مدافع حرم کوهمره نودان شهرستان کازرون میباشد که مانند ستاره ای در کوهمره نودان میدرخشد.

     

    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر الناصر و معین.

    برادر شهید محسن جمالی در مورد خاطرات برادر شهیدشان

     

     

     

    شهید محسن جمالی،متولد۱۳۵۴،اهل شهرستان کازرون، کوهمره نودان، روستای موردک، زندگینامه برادرم بسیار شنیدنی و عرفانی است چرا که برادرم هیچ زمانی برای دنیا طلبی و دنیا دوستی نگذاشته است و زندگی خود را همواره در جهت کمک به نیارمندان و مستمندان جامعه صرف نموده است. همچنین فرمودند یک شهید برای فدا شدن در راه میهن نیاز دارد که از تعلقات مادی دنیا به دور باشد چیزی که شهید محسن جمالی آن را درک کرده بود.

     

    از همان سنین نوجوانی،تنها چیزی که اصلا برایش مهم نبود مال دنیا و زرق وبرق دنیا بود،او در سن ۱۷سالگی در دبی داخل یک مغازه لوازم یدکی قایق می فروخت، بعداز دوسال هم که به ایران آمد،همه کارهای فنی و رانندگی بولدوزر و…آشنایی کامل داشت وبه من که برادرش بودم بسیار بسیار نزدیک بود،و همه اسرار و رازهای دل خود را به من میگفت،او زمینه شهادت را از بیست سال پیش داشت،چرا که بیست سال پیش که در یک شرکت راهسازی کار میکرد،و یک روز که شرکت به خاطر بارش برف زیاد در ده بید فارس تعطیل میشود.

     

    او تنها در یک کانکس،به مدت چهل شبانه روز مشغول عبادت میشود،و شب چهلم،خواب حضرت خدیجه را درحالی که حضرت فاطمه(س)را بردامنش بوده میبیند، وبه شهید جمالی میگوید شفاعت تو را دخترم فاطمه میکند، و این خواب واقعا در طول بقیه عمر پر برکت ای شهید والا مقام واقعا تاثیر بسزایی گذاشت،همیشه یار مظلوم و دشمن ظالمان بود.

    شجاعت و دلیری شهید جمالی واقعا مثال زدنی بود،و ارادت خاصی به بی بی زینب(س) داشت، همیشه کارهاش برای رضای خدا بود،و اصلا هیچ چیز مانع از اهداف او نمی شد ودر این زمینه کاری به حرف مردم نداشت،و همیشه به این تعبیر قشنگ حضرت امیرالمومنین علی (ع) که نسبت این دنیا به جهان آخرت همانند رحم مادر به این دنیاست،و اون جنینی که در رحم مادر است از آمدنش به این دنیا ناراحت وفکر میکند تمام هستی همان رحم مادر است،و بعضی انسانها هم فکر میکنند، همه چیز همین دنیاست و ….
    و همیشه میگفت،مال دنیا و زرق وبرق دنیا انسان را از بعد عرفانی و معنویات جدا میکند و هرچقدر حریصتر باشیم این فاصله بیشتر وبیشتر میشود.

    شهید محسن جمالی دو سال پیش یعنی اواسط سال ۹۴، تصمیم به اعزام شدن به سوریه را میگیرد،و از طریق تیپ تکاور امام سجاد(ع) بعد از گذراندن آموزشهای رزمی تاکتیکی لازم،به سوریه اعزام میشود،ودلاوریها ورشادتهای ایشان در آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا واقعا مثال زدنی بوده است ودر عملیاتهای جنگ شهری شجاعت خاصی داشته تقریبا ۸۰ روز بعد از حضور در جبهه جنگ علیه تکفیریهای داعش وجبهه النصره،به ایران برگشت،و زمانی که مرخصی بود مدام بی تابی رفتن میکرد،وچون تیپ تکاور امام سجاد(ع) اعزام نداشت واو نیز بی تاب برای رفتن،با پیگیری و تلاش زیاد اعزامهای بعدی از طریق قرار گاه امام حسین،لشکر ۱۹فجر شیراز رفت،ودر زمان رفتن به سوریه با وجود اینکه خیلی از رزمندگان بعد از ۴۵روز برگشتند،ولی او سه ماه و حتی در اعزام آخر خود چهار ماه ماند،و جالب اینکه در اعزام آخر خود میدانست که شهید میشود،چراکه در اعزامهای قبلی،خود میگفت من هنوز پاک نشده ام برمیگردم،اما در اعزام آخر روز خداحافظی حال عجیبی داشت و مادر رادر بغل گرفته و گریه میکرد که مادر حلالم کن،واگر انشاالله شهید شدم بگو فرزندم فدایی بی بی زینب(س) شد،او راه خود را شناخته بود وبه عزیزانش نیز این راه را پیشنهاد میکرد،چرا که من که برادرش بودم و اینقدر به هم علاقمند بودیم،سه روز قبل از شهادتش به من زنگ زد،ودر حالی که بغضی سنگین در گلو داشت به من گفت که بهترین دوستم شهید شده و حتما در تشییع این شهید عزیز شرکت کن،و وقتی از او زمان برگشتش را پرسیدم گریه کرد و گفت من بر نمی گردم،گفتم داداش اگه نیای منم کارهای اعزامم درست میکنم و میام(آخه من خودم هم نظامی هستم)،ودر جواب من گفت راه خیلی خوبیه،اگه واقعا لیاقتش داری بیا……..

     

    حسین جمالی برادر شهید محسن جمالی با سوز و آهی سنگین ادامه داد

     

     

    نحوه شهادت شهید،از زبان همرزمان او به این نحو بوده ،که یکی ادوات که در تیر رس دشمن بوده،و جای خطر ناکی بوده شهید محسن جمالی دونفر دیگر داوطلب میشوند که برای برگشتن ادوات بودن وبه مقصد می رسند و بعد از ترمیم در حال برگشت با خمپاره موضع را میزنند و شهید محسن از ناحیه پهلو مورد اصابت ترکش خمپاره قرار میگرد،و فیض شهادت میرسد،وآن دونفر دیگر مجروح میشوند وهم اکنون در بیمارستان مشهد هستند.

     

    یک روز که من سر کار بودم ساعت ۱ بعد از ظهر هشتم آبانماه خبر شهادت برادرم را شنیدم و واقعا به حال برادرم غبطه می خورم که به آرزوی دیرینه خود رسید وبه اون سعادتی که آرزوی هر انسان مؤمن است رسید و واقعا شهدا انتخاب شده هستند،و چه عاقبت بخیری بالاتر از این که در راه ال الله ودراه دفاع از حریم اهل بیت،سر سفره اباعبدالله دعوت شوی…..

    شهید محسن جمالی اولین اعزامش زمان آزادی نبل الزهرا بود که با تیپ تکاور امام سجاد اعزام شده بود
    واو سرانجام در چهارمین اعزام خود در ۴آبان سال ۹۶( دوماه پیش ) در استان دیرالزور، المیادین شهر بوکمال،به فیض عظیم شهادت نایل آمد وبه آرزوی دیرینه خود رسید،همرزمان او تعریف میکردند که هروقت یکی از همرزمان شهید میشدند،اشک بر گونه های شهید جمالی سرازیر میشد و پیشانی او را می بوسید.

     

    و زیر لب میگفت خوشا به حالت دوسال در سوریه علیه تکفیریهای داعش،جنگید ، برادرم فرمانده دسته مهندسی بود واز لحاظ،شجاعت ودلیری مثال زدنی بود.

     

    و خلاصه وصیت او این بود که ما رفتیم برای اینکه نگذاریم به حریم بی بی زینب(س) جسارتی بشه ….
    و جسارت به حرم یعنی تضعیف کردن همه شیعیان و این جان ناقابل را در راه آل الله دادن چیزی جز وظیفه نیست.

    این را بدانید و یقین پیدا کنید،که دنیا مرحله آزمایش است وبرای رسیدن به سعادت ابدی هرگز از اهل بیت جدا نشوید وآنها را الگوی خود در زندگیتان قرار بدهید،
    شعار ما مدافعان حرم کلنا عباسک یا زینب است،
    و تا نابودی کامل اسرائیل پیش میرویم،که این سخن حضرت آقا که فرمودند تا ۲۵سال آینده اسرائیلی وجود نخواهد داشت ان شاءالله تحقق پیدا کند….و ان شاءالله جز شیعیان راستین و فردای قیامت در حضور اباعبدالله و آقا امام زمان سربلند باشیم.

     

     

     

    وی علت تحمل این تنهایی و دل‌تنگی و دوری و فاصله فیزیکی را غم و سختی‌های حضرت زینب (س) می‌داند و یادآور می‌شود: اکنون دوران عمل فرارسیده، بعد از یک‌عمر لبیک یا حسین و لبیک یا زینب‌هایمان و آرزوی حضور در کربلا، باید ثابت کرد که بیان این مطلب تنها در حد یک شعار نبوده و ما هم مانند شهدا مرد عمل هستیم. یک‌عمر در زیارت عاشوراهایمان گفتیم “انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم” باید تا پای جانمان این دوستی و دشمنی را ثابت کنیم باید مرد عمل باشیم. شهدایمان گرچه رفتند اما حضور و سایه‌ی معنوی آنان بالای سرمان هست و دستگیری می‌کنند و یک مدال افتخاری بر گردن ما آویختند که بتوانیم سرمان را جلوی حضرت زهرا(س) بلند کنیم چه‌بهتر از این سربلندی…. تمام این‌ها تحمل این داغ بزرگ را آسان تر میکند
    برادر شهید در آخر از همه خوبان و مهتران مردمان خونگرم نماینده مجلس جناب رضازاده و برادران سپاه پاسداران،امام جمعه شهرستان کازرون وقایمیه و تمامی مسئولان کوهمره نودان ،روستای موردک شهرستان کازرون که در مراسم تشییع، تدفین و ترحیم برادر شهیدم شرکت نموده به هر زبان و هر لهجه می ستاییم،
    محبت های شما بزگواران را.

    چه آن کس که با گل خاطر سوگوارمان را تسلی بخشید
    و چه آن کس که به قدوم مبارک خود و چه آن عزیزی که به خط و جراید ،گرد غم از چهره غمگین ما زدود.

    یا با تلفن و ارسال پیام همدلی و همآوایی نموده
    و ما را مورد تفقد قرار داده و موجبات تسلی و تشفی آلام جانکاهمان گردیده اند ،صمیمانه و بی حد و عد، سپاسگزاریم وخاضعانه ترین سپاسها و نیکوترین دعاهای خود را نثارتان می کنیم.

     

     

     

    نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

    دیدگاه نیوز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *